برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی
دلچسب ترین اتفاق چریک هاست
نمونه اش تو که بی محبا مرا
تسلیم نگاهت کردی سر تا پا
توپخانه ی چشمانت
قصد خون داشت اما
ما اهل دلی بودیم که کعبه اش را
بی سخن تسلیم پیامبر گیسوانت کرد
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی
شایسته ی یلدای زمستان نیست
بلندترین شب من
اولین شب دست درازی تقدیر بود
در قامت داماد
بر بدن لخت لرزان تو
قطب جنوب سیاره ای بی نهایت بزرگم
خورشید منظومه ام به غروب نشست
شب دراز من
از همان لحظه آغاز گشت
و تو چه میدانی چیست
سیاهی در پس سیاهی
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی
زمین دیگر گرد نیست
بلکه تخت مرده شور خانه ایست
و کفنی از حریر سیاه
و عذری موجه که:
شرمنده انسان
تاریخ انقضایت به سر آمده.
******************
جامعه ای که دغدغه و نگرانی های
معیشتی و ناکامی های ناشی از
بی عدالتی همه ی وقت و ظرفیت فکری
مردمش رو پر کرده باشه، با فرمان عقبگرد
طبیعت در حال برگشت به نخستین
روزهای آغاز تمدن انسانیه.
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی
به آغوش حوادثی بی من
تمام پل های پیاده
خالی شدند از قدم هایم
عبور می کنم
از عرض تمام بزرگ راه ها
سینه چاک کرده ام
برای تمام حادثه ها
مرحمتی شود شاید
زندگی بی توام تمام شود
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی